ناصر خسرو
7
زاد المسافر ( فارسى )
قول نخستين « 1 » اندر قول كه آن در علم حاضران است از بهر آن نخستين قول از اين كتاب اندر شرح قول گفتيم كه مقصود [ ما از تأليف اين كتاب آن است ] كه مر خردمندان را معلوم كنيم كه آمدن مردم اندر اين عالم از كجاست و كجا همىشود ، و اين علمى است [ پوشيده و « 2 » دشوار هم به گذاردن ] و هم به اندر يافتن . و نفس دانا مر علم را به ديگر نفوس يا به قول تواند « 3 » رسانيدن يا به كتابت و نفس آموزنده مر [ علم را از دانايان « 4 » يا به حاسّت ] شنوايى ( تواند يافتن چو بگويد ) يا به حاسّت بينايى ( چو بنويسد . ) و گفتار شريفتر و لطيفتر است از نبشته ، از بهر آنكه گفتار ( از ) دانا [ مر حاضران را باشد ] و نبشته مر غايبان را و حاضران از غايبان اولىتر باشند به يافتن علم و ميانجى به ميان خداوند علم [ و ميان حاضران ] قول است و ميانجى به ميان او و ميان غايبان نبشته است . پس آن ميانجى كه ميان دانا و ميان نادان سزاوارتر « 5 » به علم ( است « 6 » ، ) شريفتر و لطيفتر از آن آمد كه ميان او و ميان كمسزاان « 7 » آمد . پس پيدا آمد كه قول شريفتر از كتابت است . و نيز حاضران اندر آنچه از قول بر ايشان پوشيده شود ، به گوينده باز توانند گشتن و گوينده به عبارتى ديگر مر آن
--> ( 1 ) . B : اوّل . ( 2 ) . B : - پوشيده و . ( 3 ) . CB : بتواند . ( 4 ) . B : ديگر . ( 5 ) . CB : سزاوارتران ( نادان سزاوارتر ) . ( 6 ) . C : - است . ( 7 ) . B : كمسزايان .